76
یه وقتایی که هوای حوصلت ابری میشه ، دلت میخواد بری پیش همون سنگ صبور همیشگیتو براش حرف بزنی ...
حرف بزنی و اون با سکوتش همراهیت کنه ...
حرف بزنی و گریه کنی و اون باهات گریه کنه ...
حرف بزنی و حجم ظرف ِتحمل ِاون همیشه بیشتر از آه و ناله های تو باشه و کم نیاره ...
حرف بزنی ، حرف بزنی ، حرف بزنی و آخرش اون با تیکه کلام همیشگیش بگه بیخیال پسّـــــــر ! اونوقت تو با همین یه جمله ی تکراریه همیشگی بزنی زیر خنده ، از بس که سبک شدی خب !
میدونی ، این شاید اوج ِ خوشبختیه که یکیو داری که موقع ناراحتیات بیشتر از خودت ناراحته و موقع خوشحالیت بیشتر از تو خوشحال ...
میدونی ، این حتماً اوج ِ خوشبختیه که یه حامی داشته باشی ... یکی که همیشه هواتو داشته باشه ، همه جوره !
خاله کوچیکه ، حامی ِ همیشه هوادارم ... تولدت مبارک !!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ ساعت ۹:۲۰ ب.ظ توسط ارغوان
|